کاش زمانش می گفت او...

یادش بنیکی...

پدربزرگ مدام که خدمتش می کردم می گفت بپاداش...

و اینگونه...

"پیر شی کودکم..."

و زمانش نگفت...

و پیر شدیم که پیر شدیم...

کاش در کودکی...

کاش در جوانی...

و نه حالا...

و نه حالا..

که دیر...

و گذشت زود...

چون ابر بهار...

و ز کف...

/ 0 نظر / 15 بازدید